مرتضى راوندى
512
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
منظم و بررسى شدهيى داشت . خط جانشين خط كنونى ، بايد خط لاتين باشد ، نه خطهاى ساختگى ، يا خطوط متداول ديگر ، زيرا خط لاتين در علائم سمبوليك رياضيات ، شيمى ، فيزيك و علوم ديگر رخنه كرده و بايد نوآموز را از اينكه مجبور باشد در جريان تحصيل خطوط مختلفى را فراگيرد ، حتى المقدور فارغ ساخت . . . تغيير خط علاوه بر تسهيلاتى كه در درستخوانى و درستنويسى ايجاد مىكند ، به تدريج به هرجومرج موجود در تلفظ كلمات و املاء آنها و نيز در قواعد صرف و نحو خاتمه خواهد داد و به عامل تنظيمكنندهء مهمى در حيات داخلى زبان بدل خواهد شد . هيچگونه اصلاح آگاهانهيى در تكامل زبان بدون اصلاح خط نمىتواند جدى و اساسمند باشد ، هر كارى را در اين زمينه ، بايد از همينجا آغاز كرد . » دانشواژهها : « ما معادل پارسى « دانشواژه » را براى الفاظ اروپايى « ترمين » و « ترمينولوژى » برگزيدهايم . دانشواژه يعنى مقولات و اصطلاحات علوم طبيعى و اجتماعى و تكنيك كه در دوران ما با سرعتى حيرتانگيز و در جهات بسيار بسيار متنوّع در حال بسط است و بيش از پيش نسج عمدهء زبانها و رشتهء انديشهها را تصرف مىكند و زبانى دقيق و داراى محتواى عينى را جانشين زبان مبهم و فاقد محتواى عينى مىسازد . مسئله بر سر اين نيست كه ما زبان كنونى پارسى را از لغات عربى و ديگر واژههاى خارجى بسرائيم ، يا سبك قدما را در فارسىنويسى دنبال كنيم و فضيلت خويش را با رديف كردن الفاظ عربى نمايان سازيم . اين مسئله دروغين است كه طى سدهء اخير در كشور ما طرح شده و كوهى كتاب و مقاله در اطراف آن نگاشته شده است ، مسئله بر سر آنست كه ما زبان فارسى را كه علاوه بر صدماتى كه از انحطاط مدنى قرنهاى اخير تاريخ كشور ما ديده ، اصولا از جهت نسج لغوى و قدرت مانور صرف و نحوى خود ، زبانى است قرون وسطايى ، چگونه با مقتضيات عصر جوشان تكامل علم و فن عصر انقلابات دورانساز اجتماعى موافق سازيم و آن را به افزار شايستهء يك تفكر دقيق بدل كنيم و آن را به سطح معادل دقيق مهمترين زبانهاى خارجى امروز برسانيم . كسانى كه با ترجمه متون علمى و يا ادبى از زبانهاى مهم جهان مانند انگليسى ، روسى ، فرانسه ، آلمانى ، ايتاليايى ، اسپانيولى و غيره به زبان فارسى سروكار دارند ، در جريان ترجمهء گامبهگام احساس مىكنند كه در وجود زبان فارسى كنونى افزارى نامناسب ، نارس ، بدون قدرت مانور ، فاقد ذخيرهء لازم لغوى و مبهم سروكار دارند كه نمىتواند مجراى خوبى براى انتقال محتواى واقعى اين زبانها به فارسى باشد ، لذا مترجمان ايرانى بايد در جريان ترجمه پايهء « خلاقيّت » را تا حد لغتسازى و يا گاه